حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 23
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
گرديد ، كه چوپانان را به سمت خود جلب نمود ، و آنان از گوشه و كنار براى چراى گوسفندان و چهارپايان خود به سوى آن سرازير شدند ، و در گوشه و كنار اين تالاب خيمه زده ، و خانههاى حصيرى بنا كردند ، تا در آن براى سكونت فصلى خود سرپناهى فراهم آورند ، ( آن خانهاى ايشان را به فارسى كومه نام نهادند ، پس به سبب مرور ايّام و زمان ، درين اسم تخفيفى واقع و گفتند كم ) ، و اين نام همواره مورد استعمال و استفاده و اشاره به اين موضع بود ، تا آنگاه كه عربها به اين سرزمين رسيده و ( آن را معرّب گردانيدند ، و گفتند قم ) . سه . روايت أبو عبد الله احمد بن محمّد بن اسحاق همدانى الفقيه ( متوفاى حدود سال 290 ه ) ، از كتاب البلدان ، كه از منابع خود روايت مىكند ، كه : ( قم را قمسارة ( يا قمارة ) بن لهراسف بنا كرده است ) . لازم به يادآورى است ، كه بسيارى از روستاهاى ميان قم و ساوه و همدان ، به نام سازندگان يا احياكنندگان ، و يا مالكان آنها ، كه معمولا پادشاهان و شاهزادگان بودهاند ، نام گذارى شده ، از اين رو در ميان آنها مىتوان به نامهايى از دورانهاى تاريخى بسيار دور ، همچون پيشداديان و پارتيان و سلوكيان ، تا دورانهاى متأخر ساسانى دست يافت ، همچون : جمكران به نام جم ملك ، جلين به نام جلين بن آذرتوخ ، اذينجشنسفاباد كه نام پسر جلين است ، نجوكاباد به نام نجو كه فرزند جلين ، خماباد به نام خماء دختر بهمن ، كمج به نام كى بن ميلاد ، انار به نام انار بن سيّاران بن سهرة بن افراسياب ، تيمره كبرى به نام تيمر أكبر بن خراسان ، تيمر صغرى بنام تيمر أصغر بن خراسان ، دليجان به نام دليجان بن تيمر ، قاسان به نام قاسان پسر خراسان ، دنجرد بنام دنجرد بن قاسان ، آران به نام آران بن قاسان ، راوند بنام راوند أكبر بن ضحاك ، فراهان به نام فراهان بن همدان ، ميلاذجرد بنام ميلاذ بن جرجين ، جرجين جرد بنام جرجين بن ميلاد ، و دهها روستا و ديه ديگرى كه به نامهاى سازندگان آن شهرت يافته است . چهار . روايت أبو عبد الله حمزهء بن حسن اصفاهانى ( متوفاى حدود سال 360 ه ) ، كه در